.

چهارشنبه, ۷ آبان , ۱۳۹۹

راه شما جوانان نیروی دریایی، راهی پر افتخار است.
                                   حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

سنگلاخ – معینی کرمانشاهی

پیشِ چشمم، دگر این ملکِ جهان
افقِ تیره و تاری دارد
با منِ دردکشِ سوخته جان
دیگر این عمر، چه کاری دارد؟
هر کجا سَر کِشَم از تشنه لبی
سنگلاخ است و کویری خاموش
هر کجا پای گذارم به امید
می رسد بانگ فراقم، در گوش
سایهء ابرِ مرادی هم نیست
تا شَوَم منتظرِ بارانی
کِی بسوزم که ز جا برخیزد
دودی از حاشیهء زندانی
دشمنِ جانِ من، ای بوالهَوَسان
به خدا، دامنِ پرهیز شده ست
خون اگر می رَوَد از دیدهء من
جامِ صبری ست که لبریز شده ست
همچو کوری که بِجویَد راهی
دست بر سینهء دیوار کِشَم
بهرِ دلجویی خود، نقشِ امید
گاه، در پردهء پندار کِشَم
آرزومندِ یکی مِهرم و نیست
آنچه هم هست، ز خودخواهان است
مِهرِ اینان که رَوَند از پِیِ سود
داستانیست که بی پایان است
کاش یکباره ز من بُگریزند
کز زبان بازیِشان، بیزارم
دِل و گِل را به هم آمیخته اند
زین جماعت چه امیدی دارم؟
اگر از دوست، به کامی برسند
دست بر هم به ثنا می کوبند
وگر این خواسته بَرنایَد، گاه
پای بر فرقِ وفا می کوبند
ای جهانی که چنین، تنگ شدی
بر تو و نازِ تو ما پا زده ایم
هر کجا حرفِ صفایی در توست
دیده و خوانده و منها زده ایم

زنده یاد رحیم معینی کرمانشاهی

دیدگاهتان را بنویسید

*

code

بستن منو